تبليغاتX
مهدی سلوکی و حامد کمیلی

اولین وبلاگ مشترک حامد کمیلی و مهدی سلوکی

دراندیشه تولد

طبق معمول در خانه تنها شسته بودیم ودر فکر چگونگی تولد حامد در وب بودیم که صدای گوش نواز تلفن گوشمان را نوازش داد بر اساس عادت همیشگی باکله به سوی تلفن شیرجه رفتیم ولی هر چه گشتیم تلفن نبود که نبود سرانجام هنگامی که تلفن محترم به روی پیغام گیر رفت وصدای زیبای بنده را پخش کرد آن را پیدا کردیم یکی از دوستان صمیمی پشت خط بود که بعد از اهوال پرسی[سلام خبرمرگت کجا گور به گور شدی دختره ی ببببببببوووووووووققققققققق چرا تلفونو بر نمیداری]زود باش وسایلتو جمع کن که فردا صبح می خوایم بریم ددردودور

به همین دلایل بو که ما هم مجبور شدیم تولد حامد رو امروزبگیریم شرمنده

خود تولد

تتلد تتلد تتلدت مبارک

رفتی و زده نگه داشته ام یاد تورا

                                                      ازخدا می طلبم زندگی شاد تورا

دوش من وبدم و یاران تو و مجلس شوق

                                                               تا سحر جشن گرفتم شب میلاد تو را

 

 

 

حالا با شمع ها و وت کن تا۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

زنده باشی

 

 

 

برو بچس تروخدا شما یادتون نره تولد حامدوتبریک بگین ها

نوشته شده توسط محیاcrazy در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ساعت 14:14 | لینک ثابت |

سلاممممممممممممم جیگرا
من دوباره اومدم اما با نیرویی تازه شما هم بهم قول بدین با تظر هاتون کمکم کنین راستی خ شکن ومیبینین دیدین الهی قربونش برم حامدم چه جیگره بچهها تو این مودت عشقم به حامد100000000000برابر  اصلا واسه همینم هست که دوبارهاومدم سر وبلاگ گر نه اصلا قیدوب رو زده بودم انقدر تو فکرشم که نمیشه یه شب خوابشو نبینم [الهی قربونش برم ] پس بچه ها با یه تغییر اساسی منتظرم باشید 

 

 

    

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط محیاcrazy در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 13:23 | لینک ثابت |

تتلد تتلد تتلدم مبارک

فردا تولدمه شونزده 16

ساله میشم ولی حیف که امتحان داریم اونم چی زیست

بگزریم میدونم مدتی یه که به وبم سر نمیرنم ایشالا بتونم این مدت قیبتمو جبران کنم راستشو بخاین نم خواستم دیگه آپ

کنم آلعانم که اومدم میخوام یه تقییرای تو وب بدم که فکر کنم یه کمشو تو این آپ میتونین ببینین اما اگه دوباره نا امیدم کنین میرم دیکه نمیییام

 

 ] امید وارم دیگه نا امیدم نکنین

با مطالب به روز منتظرم باشیم

 

نوشته شده توسط محیاcrazy در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 11:1 | لینک ثابت |

برو بکس بعد ۵ ماه سلام  البته اون قدر هم ازتون دل خوشی ندارم بی خیال تو این ۵ ماه یه اتفاقایی افتاده گفتنی مثلا دوباره حامدو دیدم ایندفعه تو کیش بخاطر دل شماهم که بود ازش عکس گرفتم البته بیشترشون سوختن اما هرچی مونده واستون فردا میزارم اگه نظر بدین

نوشته شده توسط محیاcrazy در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 16:26 | لینک ثابت |

خیییییلللللیییییییییییی بی معرفتین بعد ۲هفته اومدم میبینم فقط۱۲ تا نظر دادین بعضی هاتون هم که نظر دادین تربیت خانوادگ خودتونو نشون دادین با اوناییم که اینجا رو با چاله میدون اشتباه گرفتن فکر کردین اینجا امین اباده که هر ضری ار چاک صورتتون در بیاد رو حساب نفهمیتون میزنرم نه اقا آدرسو اشتباه اومدی خانوم یا اقای سیب اکه قرار به این حرفا با شه خوب بلدم حیکلتو با گه خودت گه بکشم تا یاد بگیری تو گه پلکیدن چه عاقبتی داره

بروبچ شما ها ناراحت نشین من منظوطم به سیبه نظرشم پاک نکردم تا برین ببینین پای چه کثافتایی به این وبلاگ باز شده در هر حال این یونجه نه تنها به من بلکه به حامد و مهدی و همهی طرفداراش توهین کرده به نظر من بد نیست خود شما ها جوابشو بدین نظرشو میتونین تو پست قبلی بخونین

بگزریم عروسی محمد جون داداشی مهدی رو هم به خودش هم به طرفداراش تبریک میگم

هفته نامه ی تلاش مورخه ۱۶/۴ با مهدی   عزیز  مصاحبه کرده که کل صفحات

 مصاحبه ی ایشون رو میتونید در ۴ عکس زیر ببینید.

 

" صفحه ی ۱۰ "

"صفحه ی ۱۱"

خواهش میکنم این حرفا چیه قابلتونو نداشت.ما اینیم دیگه.

جیگراش نظر یادشون نره

 

نوشته شده توسط محیاcrazy در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 ساعت 12:35 | لینک ثابت |

تتلد تتلد تتلدت مبارک بیا شمعارو فوت کن تا صد سال زنده باشی

این عکس تولد خودمه ویل چون خیلی دوست دارم برات میزارم                                                                                                                     

                                              

حامد ججججیییگر تولدت مبارک

دستهایم برایت می نویسندولی تو هرگز نخواهی خواندآتش عشق در چشمانم غوطه می زند اما تو هرگز نخواهی دیدبا کوله باری از اشک واندوه از کنارت می گذرم اما توهرگز نخواهی فهمید

 


روز تولد تو میلاد عشق پاکه

برای شکر این روز پیشونیم

به خاکه

با هفت آسمون پُر از گلهای یاس و میخک،با صد تا دریا پُر از عشق و اشتیاق و پولک،یه قلب عاشق با یه حس بیقرار و کوچک،فقط میخوام بگم تولدت مبارک

 

حامد حامد حرفهای زیادی در دلم داشتم که روز میلادت با تو بگویم ولی نمیدانم چرا قلمم با من همراهی نمیکندوفقط میتوانم یک آرزو کنم :

امیدوارم بتوانم روزی تو را در خلوت ببینم وبتوانم شیرین ترین

بوسه را به لبا نت هدیه کنم و بهترین  لحظه ی عمرم را از تو هدیه بگیرم

تتلدت مبارک

شما یا دتون نره تتلد حامد رو تبریک بگین ها

نوشته شده توسط محیاcrazy در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 ساعت 13:13 | لینک ثابت |

از این به بعد گلی جون هم تو نویسندگی این وب به من کمک میکنه امیدوارم بعد از اینکه گلی جون هم  داره به من کمک میکنه شما ها حالیتون بشه که باید نظر بدین راستی همونطوری که گفته بودم  میخواستم تا وقتی که نظرا به ۴۰ تا نرسیده آپ نکنم اما فقط به خاطره گلی جون آپ کردم برایکودی چشم حسودا باید بگم معدلم ۱۹ شد با نمره ی ۲۰ دیکته

جیگگگگگگگگگگرررررراااااای

خوشگل نظر یا دشون نره

نیلوفر خانوم  جای شما هنور محفوظه ها فقط کا فیid

بدی تا من pass

این وو بهت بدم

حالا با اینکه وب من ربطی به کامران هومن نداره ولی  چند

تا عکس براتون میزارم ازشون

چند تا عکسم از یانگوم میزارم

نظر یا دتون نره

نوشته شده توسط محیاcrazy در دوشنبه چهارم تیر 1386 ساعت 11:19 | لینک ثابت |

 

اولین سکانس فیلم محیا(الهی فدای هرچی محیا

بشم)بدون حضور مهدی سلوکی درقطعه ی 66

بهشت زهرا که در سمت شرقی این مرکز قرار دارد

 در 1 خرداد ساعت 9:30 گرفته شد تو این فیلم

شهاب حسینی در نقش جاوید (جای مهدی)الهام

حمیدی در نفش محیا برزو ارجمند در نقش مهران

بازی میکنند البته مهسا کرامتی آزیتا حاجیان

ومرضیه خوش تراش هم بازی میکنن (دیدین

بالاخره آقا مهدی به ما محیا ها افتخار ندادو تواین

فیلم بازی نکرد)آ آ آ آ آ آ آ آییییییییییییییی نفّس کش

 دلمو شکوندی


کککککککککککککککککمممممممممممممممممممممممممممکککککککککککککککککککککک

با ماشین با بام تو پارکینگ خودمون تصادف کردم بگین اونم با چی با دوچرخه ی پسر همسا یه فقط دعا کنین به بابام نگه که اگه بگه دفعه ی بعد با ید از اون دنیا براتون آپ بزارم آخه مامان با بام نمیدونستن من رفتم سراغ سوییج ماشین چون با شوهر خالم و خالم و متا سفانه با ماشین اونا رفتن باغ منم اصرار کردم بمونم خونه آخه قرار بود دوستام بیان خونه انم بدون اجازه ی مامان بابام دعوتشون کرد نمیونم چی شد یدفه جو گیر شدم سوییچ رو برداشتمو پریدم پشت فرمون و آخرشو خودتون هدس بزنین فقط خودارو شکر میکنم همسا یمون سوار دوچرخه نبود حالا میفهمم چرا بهم میگن دیوووووونه نگو زنجیریم و خودم نم دونستم

نیلوفر جون تو هم آدی ات رو بده تا من پس این وبو بهت بدم

برو بچ دارین نا امیدم میکنین اصلا خودتون بگین این نامردی نیست که من این همه زحمت بکشم بعد بیشتر شما هم فقط مطلبا رو بخونین و سر تونو بندازین پایین و بدون هیچ نظری برین تازه بعضییاتون هم مطلبا رو برای وب خودتون بر میدارید و یه تشکر خشکو خا لی هم نمیکنین آخه بی معرفتی تا چه حد اگه همین جوری پیش بره در این وبو تخته میکنم بعد 1هفته و 2 روز اومدم فقط 16 تا نظر گذاشتین آههههههاااااااااایییییییییییییییییییییی تویی که الان داری بی خیال از این وب خارج میشی بزار چند تا نفرینت بکنم:

ایشا لا کامپیوترت بسوزه ایشا لا پس آدیت رو بدزدن اشا لا یه روز صبح از خواب با شی ببینی و به جای گوش آدمیزاد 2تا گوش خر تو آینه ببینی ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااللللللللللللللللللللللااااااااااااااااااااااااااااااااغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ نزار اون روی سگم با لا بیاد یالا نظر بده

حالا هم که اینجوری شده تصمیم گرفتم تا نظرا تون به 40 تا نرسه آپ نکنم

نوشته شده توسط محیاcrazy در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 ساعت 10:27 | لینک ثابت |

 

اولین سکانس فیلم محیا(الهی فدای هرچی محیا

بشم)بدون حضور مهدی سلوکی درقطعه ی 66

بهشت زهرا که در سمت شرقی این مرکز قرار دارد

 در 1 خرداد ساعت 9:30 گرفته شد تو این فیلم

شهاب حسینی در نقش جاوید (جای مهدی)الهام

حمیدی در نفش محیا برزو ارجمند در نقش مهران

بازی میکنند البته مهسا کرامتی آزیتا حاجیان

ومرضیه خوش تراش هم بازی میکنن (دیدین

بالاخره آقا مهدی به ما محیا ها افتخار ندادو تواین

فیلم بازی نکرد)آ آ آ آ آ آ آ آییییییییییییییی نفّس کش

 دلمو شکوندی


کککککککککککککککککمممممممممممممممممممممممممممکککککککککککککککککککککک

با ماشین با بام تو پارکینگ خودمون تصادف کردم بگین اونم با چی با دوچرخه ی پسر همسا یه فقط دعا کنین به بابام نگه که اگه بگه دفعه ی بعد با ید از اون دنیا براتون آپ بزارم آخه مامان با بام نمیدونستن من رفتم سراغ سوییج ماشین چون با شوهر خالم و خالم و متا سفانه با ماشین اونا رفتن باغ منم اصرار کردم بمونم خونه آخه قرار بود دوستام بیان خونه انم بدون اجازه ی مامان بابام دعوتشون کرد نمیونم چی شد یدفه جو گیر شدم سوییچ رو برداشتمو پریدم پشت فرمون و آخرشو خودتون هدس بزنین فقط خودارو شکر میکنم همسا یمون سوار دوچرخه نبود حالا میفهمم چرا بهم میگن دیوووووونه نگو زنجیریم و خودم نم دونستم

نیلوفر جون تو هم آدی ات رو بده تا من پس این وبو بهت بدم

برو بچ دارین نا امیدم میکنین اصلا خودتون بگین این نامردی نیست که من این همه زحمت بکشم بعد بیشتر شما هم فقط مطلبا رو بخونین و سر تونو بندازین پایین و بدون هیچ نظری برین تازه بعضییاتون هم مطلبا رو برای وب خودتون بر میدارید و یه تشکر خشکو خا لی هم نمیکنین آخه بی معرفتی تا چه حد اگه همین جوری پیش بره در این وبو تخته میکنم بعد 1هفته و 2 روز اومدم فقط 16 تا نظر گذاشتین آههههههاااااااااایییییییییییییییییییییی تویی که الان داری بی خیال از این وب خارج میشی بزار چند تا نفرینت بکنم:

ایشا لا کامپیوترت بسوزه ایشا لا پس آدیت رو بدزدن اشا لا یه روز صبح از خواب با شی ببینی و به جای گوش آدمیزاد 2تا گوش خر تو آینه ببینی ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااللللللللللللللللللللللااااااااااااااااااااااااااااااااغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ نزار اون روی سگم با لا بیاد یالا نظر بده

حالا هم که اینجوری شده تصمیم گرفتم تا نظرا تون به 40 تا نرسه آپ نکنم

نوشته شده توسط محیاcrazy در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 ساعت 10:26 | لینک ثابت |

هووووووووووووووووووووووووووووووووووووورررررررررررراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

اییییییییییییییییییووووووووووووووووووووووووووووووووووووولللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل

ییییییییییییییییییووووووووووههههههههههههههههووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

بالا خره شاخ گاوو شکستم امتهانام تموم شد و بخورو بخوابا شروع شد

کتا با رو می زا رم کنارو به یه شاخه گل میزارم رو شون و یه فاتحه هم نسار شون میکنم

هالا هم چون که بهتون قول دادم تبریکاتونو میزارم و اونایی هم که نیاز به جواب داد با جاب گذاشتم:

مصطفی عزیز:

مبارکه.
و این...
شايد ما هم بتوانيم به اين صداقت گل وجودمان را در دستهاي مهربانش بگذاريم چه چيز مانع اين ابراز محبت و دوست داشتن ماست؟ من فكر مي كنم از دوست داشتن هاي كوچك بايد شروع كرد! تا بتوانيم دوست داشتن هاي بزرگ را هم بياموزيم! از دوست داشتن يك سنگُ يك گياه يك حيوان يك انسان مي توان شروع كرد! لزومي هم در ترتيب دوست داشتن هايمان نيست همين الان و همين لحظه مي توانيم دوست داشتن حقيقي خودمان را ابراز كنيم

روزین عزیز:

سلام محیا جون منم پیشاپیش تولده مهدی جونو هم به تو و هم به خودش تبریک میگم
کاش که 100ساله شه نه 120 ساله شه
سنا عزیز:

محیا جون خودتو گیر آوردی؟ امیدوارم زیر سایه ی عشقت همیشه مثل علف سبز باشی!

جواب:من از بدو تولد خودمو گیر آوردم !ممنون از آرزویی که برای من کردی

سمیرا ی عزیز:

سلام محیا خانوم
خوبی؟
من تازه با وبلاگت آشنا شدم.خیلی خیلی خوب بود.همه ی مطالبتو تا ته خوندم عالی بودننننننن
راستی تا یادم نرفته تولد آقا مهدی رو بهت تبریک می گم.هم به تو و هم به خودش
با چنان عشقي زندگي کن که حتي اگر بنا به تصادف در جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند
تا بعد
یا علی

جواب:چه عجب یکی نپرسیده میدونست من محیا خانومم نه آقا محیا

هیدای عزیز:

....محیا جان سلام
....گلم فردا تولد مهدی جونهما هم یه کارایی کردیم....

.خوشحال میشیم اگر به وبلاگمون سر بزنی....
مطمئن باش با این کارت خیلی خوشحالم میکنی....

قربونت برم......

جواب :من به وبت سر زدم خیلی زحمت کشیدی ول اینو بدون خیلی از دستت دلخورم میدونی چند وقته نه زنگ میزنی نه حتی اس ام اس میدی


دوست داشتن هميشه گفتن نيست گاه سكوت است وگاه نگاه ای غریبه ...
اين درد مشترك من وتوست كه گاهي نمي توانيم به چشمان هم نگاه كنيم
مهدي جان تولدت مبارك اميدوارم
10000000000000000000000000000000000000000000000000000000000
سال زنده باشي

هميشه:
موفق باشي

سربلند باشي

اميدوارم هر روزي بهتر از ديروز وفردايي روشنترازامروز را داشته بشيپيروز باشي

قربونت برم الهي

جواب:پس چی شد خوشگله مگه قرار نبود تو نویسندگی این وب بهم کمک کنی

دونه ی عزیز:

اگه راهم اين روزا از تو يه كم دوره ببخش
توي زندگي آدم يه وقتا مجبوره ببخش
بگذر از من اگه صبر و طاقتم كافي نبود
عكس من تو قاب رويائي كه مي بافي نبود
بگذر از من اگه جمعه بود و باز دير اومدم
شب واسه گفتن قصه هام با تاخير اومدم
...................
نه لینکی نه عضویت تو کلوپ مون نه کامنتی چه خبره؟؟
راستی تولد کسی رو که واسش می میری رو بهت تبریک می گم
..................
اي قديمي اي خوب ! تو مرا ياد كني يا نكني من به يادت هستم . آرزويم همه سرسبزي توست

جواب:من از تو برای عزویت تو کلوب کمک خواستم اما تو هیج راهنمایی نکردی اینم بدون من فقط مهدی رو در هد یک با زیگر دوست دارم و از اونایی نیستم که برای هر خنده یا گریه یا حرکت دیگش اشک تو چشام جمع سه و من هیج وقتم برای کسی که آشنایی چندانی باهاش ندارم هیچ وقت نمی میرم

سمیه عزیز:

سلام محیا خانوم
وبلاگت عالیه منم تولد مهدی رو به همه مخصوصا به خودش تبریک می گم
خواستی به ما هم سر بزن

آیدا و رضای عزیز

سلام محیا خانوم

وبلاگ قشنگی داری

منم حامد کمیلی رو خیلی دوست دارم

تولد مهدی هم مبارک

)راستی اون وبلاگه ( mehdisolooki2007) خود مهدی نیست مگه نه؟

موفق باشی

جواب :درست هدس زدین اون فقط یه دروغ گوی به تمام معناست

عسل عزیز:

Azize delam tavalodet mobarakkkkkkkkkkkkkk
;
(tavalode abji manam hast)

 

هستی عزیز:

سلام محیا خانم
خوبی عزیزم
اولین بارم که وبلاگتو میبینم
خیلی نازه به چند تا از دوستامم معرفی کردم
تولد که خیلی نگذشته تبریکات مخصوص مارو هم بپذیرین
براتون بهترینهارو آرزو می کنم
منم حامد خان و آقا مهدی رو دوست دارم
برای اونا هم بهترین هارو آرزو می کنم
بیا به منم سر بزن
خوشحالم می کنی

هالا ایمیلا:

نینی:

تولد کسی که با دیدن تو همه ی ما رفیقا به یادش می او فتیم (از بس شما دو تا شبیه هستین مثل 2قلو ها)ممممممممممممممبببببببببباااااااااااااااارررررررررررررککککککککککککککککککککک

جواب:نینی جان فکر میکنم چند با ر ازت خواهش کردم که در مورد من و شباهتم با مهدی تو وب حرفی نزنی

رویا :

محیا میخوام بکنمت پرستش اما نمی زارن دشمنای نفس کش(ترو خدا اشتی کن من غلط کردم میدونم حرفه مفتی ردم که گفتتم هم قیا فه تو هم مهدی مثل خودتون مزخزفه)تولد مهدی جوووووننننننننن هم مبارک

شیتون بلا ترو خدا اشتی کن دیگه

جواب:دشمنو بی خیال شو همیشه هستش میخوام صدات کنم بهت بگم پرستش(با شه آشتی)رویا جان شیطون با ط دسته داره نه ت

سینا:

(تولد رقیب ما پسرا مبارک)................................................................................

جواب:به خاطره اینکه بقیه ی ایمیلت خصوصی بود ننوشتمش فقط یا دت با شه 5 شنبه بعد از تموم شدن کلاسم دم در کلاس موسیقی منتظرتم

خوب بود

حالا یه خبر خییییییییییییییییییلللللی بد:

داداشی بی احتیاط من بازم دست گل به اب داده .تو دبی! تصادف کرده از ناحیه ی بینی دچار

 اسیب دیدگی شده .شنبه ی این هفته تلاش این خبر خیلی بد رو چاپ کرده بود که مجله شو

 اسکن کردم براتون میتونید ببینید.(بازم بگید به روز نیستی از این به روز تر؟؟)

راستی اینو یادم رفت تو وبلاگ بنویسم:از بازی تو محیا هم انصراف داده.

اخه قربونت برم جون هرکسی رو دوست داری یه کم با احتیاط رانندگی کن.کو گوش شنوا؟؟

براش دعا کنین

خب فعلا تا هفته ی بعد

bye   bye    bye   bye   bye   bye

نظرررررررررررررررر ییییییاااااااااااااادتونننننننن ننننرههههههه

 

نوشته شده توسط محیاcrazy در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 ساعت 12:37 | لینک ثابت |

مهدی جیییگگگر تولدت مبارک

روز تولد تو میلاد عشق پاکه

                    برای شکر این روز پیشونیم

به خاکه

با هفت آسمون پُر از گلهای یاس و میخک،با صد تا دریا پُر از عشق و اشتیاق و پولک،یه قلب عاشق با یه حس بیقرار و کوچک،فقط میخوام بگم تولدت مبارک

 

 مهدی جان دلم میخواست با احساس ترین کلمات را نسارت کنم اما از شادی روز تولدت چیزی به ذهنم نمیرسد و فقط میتوانم یه آروزکنم:امیدوارم روزی تو را در خلوت ببینم تا بتوانم شیرین ترین بوسه ی دنیا را نثارت کنم و من هم طعم داشتن بهترین روز را بچشم (قشنگ بود خودم گفتم)

راستی من یه روز زود تر تولد مهدی رو تبریک گفتم تا شما هم فرصت داشتی باشید تا فردا تولدش رو بهش تبریمک بگین ایندفعه به مناسبت تولد مهدی جیگر دفعهی بعد که اومندم میخوام تبریک های تولدش رو که شما دادین تو صفحه ی اصلی وب نمایش بدم راستی هر کی خواست میتونه بازم به مناسبت تولد مهدی تو قسمت نظر دهی خودشو معرفی کنه تا منم اون رو نویسنده ی این وب کنم (یه خبر خوبم بدم دارم واسه دیر باز شدن عکسا یه کارایی میکنم)

اینم یه عکس دیگه (کار خودمه) میتونید تو ادامه مطلب ببینید

 

 


ادامه مطلب

نوشته شده توسط محیاcrazy در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 ساعت 12:27 | لینک ثابت |

اگه برنامه ی شب شیشه ای با حضور حامد جون رو ندیدید می تونید دانلودش کنید ببینید من چقدر خوبم فایل دانلود  شب شیشه ای رو واستون می زارم ولی شما یه نظر کوچولو هم نمیدید

 

                 

 دانلود فایل تصویری

قسمت 1     رپیدشیر     مگاآپلود     سنداسپیس

قسمت 2     رپیدشیر     مگاآپلود     سنداسپیس

دانلود فایل صوتی

MP3   128

رپیدشیر     مگاآپلود     لینک مستقیم

WMA  64

دانلود

WMA  32

دانلود

از نیلوفر جون هم تشکر میکنم که تو این کار کمکم کرد

راستی هر کدوم از شما دوستای گل اگه دوست داشتین میتونین نویسنده ی این وب بشین من حرفی ندارم

نوشته شده توسط محیاcrazy در دوشنبه هفتم خرداد 1386 ساعت 12:2 | لینک ثابت |

دوستای گلم دیشب حامد کمیلی اومده بود شب شیشه ای ومتاسفانه منو خیلی از رفیقا برنامشو ندیدیم ترو جون هر دوست دارین به شماره ی۳۰۰۰۰۵ اس ام اس بدن و در خواست تکرار برنامش رو بکنن

 

 

دوستون دارم

 

 

یا دتون نره زنگ بزنین

نوشته شده توسط محیاcrazy در شنبه پنجم خرداد 1386 ساعت 11:1 | لینک ثابت |

دانلود

 

سلام

امروز میخوام از بیرحمی دریا بگم

پارسال این موقه ها بود که 2 تا از رفیقای۰۱۱۱ رو دریا از پیشیمون برد (میشناختمشون)

خدایا رحمتشون کنه  (میلاد و رضا همیشه تو قلبمون زنده هستین)

این و مطمئن باشین هیچ وقت یادمون نمیره ( برای آمرزش هردوشون یه حمد و سوره بخونین )

این آهنگ رو بچه ها ، رفیقاتون براتون خوندن ( 0111 )

خوابیدی رو بال موجا کاش میشد بودم کنارت

تو به دریا دل سپردی من تو ساحل چشم براهت

دنبالت دارم میگردم اما نیست از تو نشونی

روزگار مارو جدا کرد یه غروب توی جوونی

دل من هواتو کرده کاش میشد تو رو ببینم

کاش میشد تو خواب دوباره دست سرد تو بگیرم

میخوام بگم از اون روزها دستامون تو دست

با رفیقها چه خوش بودیم آرزوهامون شکست

رفتیو مشکلها جلو دارمون نبود

لحظه ها تند میگذشتن زیر گنبد کبود

تا این که روزهای خوش رو آب اومد و برد

سخن هستم تا آخر با تو رفیقم مرد

دریا اون هارو تو چنگش اسیر کرد

عجل جون مرگشون داد اونهارو سیر کرد

بچه ها توی جوونی رفتن از پشمون

رفیقها تکمین نکردن دینشون

به اون نشون که یادشون توی زهنمون

خدا این و بهتر از همیه ما ها میدونه

رفیق خوب چیزی نیست که بره از یاد

آخه رفاقت نعمتی که خدا بهم داد

بقیه آهنگ رو میتونین دانلود کنین و گوش کنین (( گروه 0111 ))

Sea Shore (موج دریا)

نوشته شده توسط محیاcrazy در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 ساعت 17:55 | لینک ثابت |

دوستای عزیزم ازتون خواهش می کنم نخواین عکس خودمو بذارم همین العان که تو این وب نذاشتم بین خیلی ها پخش شده (۱.چند نفر بخاطر نظر نینی جوووووون ایمیل ردن و عکسمو خواستن۲. مگه نفهمم کی عکس منو پخش کرده گیرش بیا رم خفه اش میکنم)

حالا یکم از

مهدی

خيانت دوستان قديمي مهدي سلوکي را پاي چوبه ي دار برد


مهدي سلوکي در جديدترين فيلمي که بازي کرده به خاطر 4 دوست قديمي و خيانت آنها

 پاي چوبه ي دار ميرود.

اين فيلم که "قسم" نام دارد يک فيلم تلويزيوني است که مهدي سلوکي در اين فيلم با بازيگراني

از جمله : مجيد مشيري  بهمن دان , خشايار راد , شهاب عسگري , حسن اسدي , سميرا حسيني

 و آزاده رياضي همبازي است . 

تصوير برداري اين فيلم اوايل امسال در اصفهان انجام شد و مراحل تدوين را پشت سر گذاشته و

هم اکنون کاملا آماده ي پخش ميباشد(حواستون باشه که از دستش ندين چون فيلم تلويزيونيه تکرار

 هم نداره )و به زودي از يکي از شبکه هاي سيما  روي آنتن ميرود

(هر کس زودتر آنونسشو ديد به بقيه خبر بده که کي پخش ميشه).

 اين فيلم به سفارش سازمان بهزيستي استان اصفهان توليد شده و  نويسنده و کارگردان آن

امير داوري است.


به نقل از مجله ي سپيدار

زنگ بزنين روابط عمومي واسه صندلي داغ(برای دعوت مهدی وحامد)؟؟قربونتون برم الهي

 

 

 

ترو خدا بی نظر از این وب خارج نشین


نوشته شده توسط محیاcrazy در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 ساعت 17:39 | لینک ثابت |

  • نینی جان فکر نمیکنی بهتر بود خیلی چیزا رو نگی
  • از همی ی شما دوستای گلم هم بخاطر دیر باز شدن عکسا معذرت میخوام(البته فقط از کسایی که نظر میدن چون اونایی که نظر نمیدن نه تنها دوستشون ندارم بلکه ازشون متنفرم)
  • آها ی تو که همه ی مطلبارو خوندی و نظر ندادی ایشالا کا مپیو ترت بسوزه ایشالا یکی پسوورد ادی  که خیلی واست مهمه رو حک کنه و در نحا یت وبا نحایت بی تر بیتی می تونم بگم هر کی مطلبای این وب رو بخونه ونظر نده خیلی گاوه اصلا یه خر به تمام معناست البته اونایی که نظر میدن به دل نگیرن اونا گلن

 

 

اونایی که هم گلن هم خوشگل نظر بدن

نوشته شده توسط محیاcrazy در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 ساعت 15:20 | لینک ثابت |

فردا (سه شنبه)ساعت۳۰: ۲بعد از ظهر منتظرتم 

نوشته شده توسط محیاcrazy در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 ساعت 17:47 | لینک ثابت |

  • در مورد پیشناهادت فکر کردم :قبول ای دی منواز تو قسمت نظر دهی  بردار
  • اگر خصوصیات حامد رو می خوای میتونی تو نوشته های بهمن ۸۵ بخونی
  • اگر بخوای من حاضرم ترو عضو نویسنده ی این وبلاگ بکنم فقط کافیه یه روز قرار بذاریم تو یاهو مسنجر تا من پسورد این وب رو بهت

نوشته شده توسط محیاcrazy در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 ساعت 14:52 | لینک ثابت |

 

 

 

اگه تو این عکس پیداش کردین

 

 

 

 

 

نظر یا دتون نره

 

 

نوشته شده توسط محیاcrazy در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 ساعت 16:15 | لینک ثابت |

مهدی سلوکی در 14 خردادماه سال 1361 در اصفهان به دنیا آمد، پدرش افسر نیروی هوایی ارتش و اصالتا تهرانی است، زمانی که مهدی به دنیا آمد، سرهنگ سلوکی مامور به خدمت در پایگاه هشتم شکاری نیروی هوایی در اصفهان بود و به همین دلیل شناسنامه‌اش را در اصفهان گرفتند پس از پایان ماموریت پدر به همراه خانواده به تهران بازگشت و در محله نارمک تهران سکنی گزید.

    مادر او اصالتا اراکی است، فرزند اول خانواده محمد در سوم اسفندماه سال 1358 به دنیا آمد، او مجری شبکه تهران است. خانواده سلوکی‌ها اصیل و متعصب و مذهبی‌اند. پدر و مادر هر دو تحصیلکرده و اهل فرهنگ و هنر بودند.
    دوران کودکی مهدی مثل بقیه پسر بچه‌ها، به شیطنت گذشت، در مجتمع مسکونی پایگاه هشتم شکاری مهدی اغلب اوقات با همراهی برادرش مشغول بازی‌های کودکانه بود.
    
    مهرماه سال 1367، مهدی به کلاس اول رفت، از آنجا که محمد در کلاس پنجم همان دبستان درس می‌خواند، دیگر بچه‌های مدرسه حریف شیطنت‌های او نمی‌شدند. مهدی بسیار باهوش و با استعداد و پرحافظه بود، اما به خاطر همان شیطنت‌ها فرصت کمتری برای درس خواندن می‌گذاشت و همیشه شب امتحان برای نمره زحمت می‌کشید! برادرش هم به او کمک می‌کرد و این روال در دوران راهنمایی هم ادامه داشت تا این‌که وارد دبیرستان شد. مهدی هنرستان و رشته گرافیک را برگزید در حالی که در کودکی خود و خانواده‌اش آرزوی مهندسی، خلبانی و پزشکی داشتند. او در هنرستان مالک اشتر تهران، درس خواند و در همین مقطع هم بود که جذب کار هنری و تلویزیونی شد تا آنقدر سرش شلوغ شود که
دیگر زیاد به درس‌ها نرسد. البته مسیر آینده‌اش را هم انتخاب کرده بود و گرافیک دیگر به کارش نمی‌آمد. او سال 79 دیپلم گرافیکش را گرفت و دیگر تمام وقت روی کار هنری و حرفه‌ای زوم کرد و انرژی گذاشت.
    
    پس از پایان دوران خدمت سربازی و در شرایطی که چند مجموعه بازی کرد و چند برنامه را به عنوان مجری در کارنامه داشت، احساس کرد که در دانشگاه باید شرکت کند، به همین دلیل برای کنکور خواند و در رشته بازیگری دانشگاه آزاد اراک قبول شد، منتهی حجم بالای کار و کمبود وقت اجازه داد، او تا لیسانس پیش برود. گفتنی است مهدی سلوکی نقاشی چیره‌دست است.
    
    درباره او می‌گویند: همیشه معلم‌ها و ناظم‌ها از دستش شاکی بودند و هر روز یک جای بدنش درد می‌کرد تا اجازه بگیرد و به منزل برود! دیگر همه دستش را خوانده بودند، اما مهدی آنقدر طبیعی نقش بازی می‌کرد که اصلا جرقه بازیگر شدنش هم توسط یکی از معلمان زده شد و روزی به او گفت: تو بهتر است بروی هنرپیشه شوی!
    
    مهدی از کودکی نقاش قابلی بود تا جایی که نزدیکانش وقتی می‌خواستند در هنر برای او آینده‌ای تصور کنند، او را در جایگاه یک نقاش حرفه‌ای و مشهور می‌دیدند. عشق به نقاشی باعث شد او پس از دوره راهنمایی قید دبیرستان و
خلبانی و پزشکی را زده و وارد هنرستان گرافیک شود. زمانی که ماجرای بازیگر شدنش پیش آمد، هنوز نقاشی هنر اول مهدی بود و تا قبل از پخش مجموعه نرگس مهدی نیز در تمام مصاحبه‌هایش رسما می‌گفت که بازیگری نه شغل اول اوست و نه عشق و هنر اول و همیشه تاکید داشت که نقاشی را ترجیح می‌دهد اما امروز دیگر چنین نیست. مهدی حتی تجربه برگزاری نمایشگاه نقاشی را هم با یکی از دوستانش دارد؛ چندی پیش نمایشگاهی به نام «سحرآمیز» برگزار شد. مهدی در میان سایر هنرها به خطاطی هم مسلط است اصلا خط خوش در خانواده سلوکی‌ها ارثی است و پدر و برادرش هم بسیار خوش خط هستند.
    رانندگی پشت فرمان اتومبیل به همان اندازه که برای مهدی جذابیت تفریحی دارد، برای خانواده و دوستدارانش نگران‌کننده است چون او عاشق سرعت بوده و حتی در زندگی خصوصی هم معمولا با سرعت تصمیم گرفته و عمل می‌کند! البته مهدی راننده ماهر و باتجربه‌ای است، اما به دلیل همین سرعت به طور متوسط هرماه تصادفی می‌کند و هرگز کسی اتومبیل او را سالم ندیده! (اولین ماشین او رنوی سفید بود، بعد پراید خرید و حالا 206 سبز دارد)...
    او عاشق پرسپولیس و رئال مادرید است، از بازی برزیل هم خوشش می‌آید، بهترین بازیکن فعلی ایران را علی کریمی و جهان را رونالدینیو می‌داند. او بهترین فوتبالیست‌های تاریخ ایران و جهان را، احمدرضا عابدزاده و مارادونا می‌داند... بهترین دوست ورزشی‌اش «علی انصاریان» است. بهترین شهر ایران را شیراز و بهترین مقصد برای سفر را شمال می‌داند... بهترین رنگ از نظر او قرمز است.

 


 

نوشته شده توسط محیاcrazy در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 ساعت 16:11 | لینک ثابت |

 

 

 

 

 

 

اینم بخاطر بهترین دوستم فاطمه

نوشته شده توسط محیاcrazy در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 ساعت 15:46 | لینک ثابت |

دیشب خانه ی شش در رو دیدید دلم خیلی واسه صداش دلم تنگ شده بود که بالاخره دیشب شنیدم اما بخاطر گریمش از قیافش خوشم نیومد(البته خودش خوشگله) ولی هنوز دوسش دارم شما می دونین چرا  تو قسمت نظر دهی جواب بدید و مطمعا باشید اگه درست باشه به ایمیل یا ادرس وبلاگ یا آدی که دادین عکسای دوربین شخصی حامد رو براتون می فرستم

نوشته شده توسط محیاcrazy در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 ساعت 16:46 | لینک ثابت |

آخه منه بی چا ره چی بگم ۵۲۱ نفر از وبلاگم باز دید کردن اما نظراتم به۳۰ تا هم نمی رسه خیلی بد جنسین

ترو خدا ترو به جون هر کی دوست دارین ترو به جون ‌‌‌دوست دختراتون ترو به تون دوست پسراتون ترو به جون حامد و مهدی نظر بدهید

نوشته شده توسط محیاcrazy در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 16:11 | لینک ثابت |

 
سلام دوستان:

سریال جدیدی با عنوان خانه شش در اولین قسمتش دیشب از شبکه ۲ پخش شده که حامد کمیلی در این سریال در نقش مرتضی بازی میکنه.خبر خوبی بود نه.امیدوارم دوباره ایشون بتونن تو این سریال هم بدرخشن.

راستی بچه به برنامه شب شیشه ای اس ام اس به شماره ۳۰۰۰۰۵ بزنید و درخواست کنید

که حامد کمیلی رو بیارن.ممنون .فعلن...ترو خدا نظر بدین

نوشته شده توسط محیاcrazy در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 ساعت 15:28 | لینک ثابت |

ببخشید.بچه یه کم بی ادبه!!!

نوشته شده توسط محیاcrazy در شنبه هجدهم فروردین 1386 ساعت 16:58 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط محیاcrazy در شنبه هجدهم فروردین 1386 ساعت 16:56 | لینک ثابت |

قشنگ بود نه؟؟؟

نوشته شده توسط محیاcrazy در شنبه هجدهم فروردین 1386 ساعت 16:46 | لینک ثابت |

 

نوشته شده توسط محیاcrazy در شنبه هجدهم فروردین 1386 ساعت 16:37 | لینک ثابت |

 

نوشته شده توسط محیاcrazy در شنبه هجدهم فروردین 1386 ساعت 16:37 | لینک ثابت |

مصاحبه با حامد کمیلی:

-ازدوران بچگی شروع کنیم؟

-خواهش میکنم.

-حامد کمیلی از مدرسه اخراج هم شده بود؟

-چند باری تا پای اخراج پیش رفتم ولی همیشه نمره های خوبم به دادم می رسید سالی دو سه بار پدرم رو میخواستند تا منو اخراج کنن.

-این وضعیت تا آخر دوران تحصیل ادامه داشت؟

-نه تا دوم دبیرستان

-از سال سوم دبیرستان به بعد چه اتفاقی افتاد؟

 -از سال سوم به بعد نگرشم تغییر کرد و این به دلیل آشنایی با بعضی از دوستان گروه تئاتر را تشکیل دادیم وقتی با استادم در زمینه هنر صحبت کردم به من گفت که درسم را در زمینه  دیگری ادامه دهم و هنر را در کنار تحصیلات داشته باشم که من تحصیلاتم را درزمینه کامپیوتر ادامه دادم.

-پس بچه درس خوان بودید؟

-من درس نمی خوندم سرکلاس درس رو می فهمیدم و نمره های خوبی میگرفتم.

-تجدید هم می آوردید؟

-نه البته انضباط معدلم رو پایین می آورد و گرنه نمرات خیلی خوبی داشتم.

-رشته تون چی بود؟

-ریاضی فیزیک بود.سال ۷۹ پیش دانشگاهی رو تموم کردم و در رشته نرم افزار کامپیوتر دانشگاه آزاد قبول شدم.ولی پس از ۳ سال به دلیل فرعی بودن دروس دانشگاه علی رغم میل باطنیم که به درس برنامه نویسی با کامپیوتر علاقه داشتم انصراف دادم.

-اولین کار تصویری تون چی بود؟

-فیلم ربط به کارگردانی فریدون خسروی که هنوز پخش نشده دلیلشو نمی دونم.

-اولین باری که جلوی دوربین قرار گرفتید چه احساسی داشتید؟

-احساس کردم یه اتفاق دیگه ای تو زندگیم افتاده و زیبایی خاصی برام داشت.

-کارگردانی فیلم هم تو کارنامه ی هنریتون دارید؟

-من خودم چند تا فیلم کوتاه ساختم.

-شنیدیم نویسندگی هم کردین؟

-بله... به خاطر اینکه اهل نوشتن بودم.نمایشنامه هام رو یا به تئاتر یا فیلم کوتاه تبدیل می کردم.

-عکس العمل خانواده درمقابل بازیگر شدن شما چطور بود؟

-نظر خانواده این بود که بازیگری یه حرکت خوبیه به شرطی که به درسهام ضربه نزنه واقعا این اتفاق افتاد و خدا رو شکر به درسهام ضربه نزد از اون به بعد خانواده ام ترغیب شدند و چند دفعه به دیدن تئاتر هایی که بازی کرده بودم اومدن.

-کارگردانی تئاتر هم داشتید؟

-بله چند تئاتر درژانرهای مختلف رو نویسندگی ..بازی...و کارگردانی کردم.

ادامه مصاحبه با حامد کمیلی:

-چرا نقش اعلا رو در به دنیا بگویید بایستد انتخاب کردید؟

-روز اول که سناریو رو خوندم قرارشد خودم یک نقش رو انتخاب کنم (اعلا)چون خاص بود نقش اعلا مثل رامین در پرواز درحباب خاص بود.اتفاقا نظر کارگردان هم همین بود.جوان جنوب شهری که نوع صحبت - پوشش - جایگاه و رفتار اجتماعی و فرهنگش با من فاصله داشت اما مثل خیلی از بچه های این خطه از شخصیت قدرتمند و تاثیر گذاری برخوردار بود.

-از بازی کدوم یک از نقشهایی که در حال پخش دارید بیشتر خوشتون میاد؟

-هر دو تا شون من تا کاری رو که دوست نداشته باشم قرار داد نمی بندم من وقتی که سریال به دنیا بگویید بایستد بهم پیشنهاد شد چند تا نقش اصلی در سینما بهم پیشنهاد شده بود ولی اون نقشهارو دوست نداشتم شاید بازی تو اون فیلمها خیلی می تونست بهم کمک کنه اما قبول نکردم.

-اگه در یک زمان دو نقش مثبت و منفی بهتون پیشنهاد بشه کدومشونو انتخاب می کنید؟

-من اصولا نقشهای خاص رو انتخاب میکنم تا حرفی برای گفتن داشته باشه من تا قبل از سریال پرواز در حباب نقش بچه مثبت ها رو بازی می کردم حالا به خاطر میمیک چهره  بود یا به خاطر نوع حس نمیدانم  ولی در تئاتر نقش منفی خیلی بازی کردم از نقشهای کلیشه ای بدم میاد.

-حامد کمیلی عاشق چه نقشهاییه؟

-عاشق