يه دختر خردادي

خوش اومديد

سلام خوبيد؟

واي بچه ها برام دعاکنين تومسابقه قران مقام بيارم 

مرسي ازکسايي که دعاميکنن

سه شنبه چهاردهم بهمن 1393| |narjes| |

اين پستو برادوستم مهراناگذاشتم


ادامــﮧ مطلب
سه شنبه چهاردهم بهمن 1393| |narjes| |

دلم خسته از این دنیا که نامش زندگی باشد           

                   اگر این زندگی باشد دگر زندان کجا باشد

جوانی گرچه خوش باشد دو روز زندگانی را ...           

                  ولی از بس ستم دیدم نمی خواهم جوانی را... !

شنبه یازدهم بهمن 1393| |narjes| |

دنیا را بد ساخته اند …

کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد …

کسی که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمی داری …

اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد …

به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند …و این رنج است …

جمعه دهم بهمن 1393| |narjes| |

از دیروز به دنبالت دویدم و به امید دیدارت به امروز رسیدم  

ولی افسوس...!!!

 افسوس که تو به فرداها سفر کرده ای.....

جمعه دهم بهمن 1393| |narjes| |

بي وفا عشق من

به خدا اشك من

مي مونه رو گونه م

تا بيايي پيش من

رفتي و بعد تو

چه زجري كشيدم

هنوز تار موت و

به دنيا نمي دم

تو رو به خاطراتمون 

تو منو بي خبر نذار

تو رو به اشكمون قسم

منو چشم به در نذار

باشه ميرم از پيشت

خداحافظ عشق من

ببخش روي نامه هام

باز چكيده اشك من

دلت موندني نبود

 خداحافظ عشق من

****

حالا كه نموندي

بگو از من چي ديدي

چه ساده نشستي

چه ساده پريدي

بغضمو وقت جدايي

هي نگه داشتم به سختي

حتي واسه دلخوشيم هم

دست تکون  ندادي رفتي

پس بذار روي ماهتو

 دم آخر نگاه كنم

سخته با خاطراتمون

با دل خون وداع كنم

وقت رفتنت نبود

 خداحافظ عشق من

دلت ميشكنه يه روز 

مي دوني قدر اشك من

سخته گفتنش ولي

خداحافظ عشق من

جمعه دهم بهمن 1393| |narjes| |

به جونم میخرم دردو که تو آروم جونم شی

چه قدر دلتنگ اشکاتم که تو محتاج شونم شی

چه قدر دلتنگ اون روزام که آغوشت پناهم بود

کنارت پشت میکردم به هرکس توی راهم بود

به شوق دیدنت هر شب دو تا پلکای من بازه

میدونم واسه ی دوریت یه شب کارمو میسازه

یه جوری دل بهت بستم هنوز حس میکنم هستی

تو که دنیای من بودی در دنیامو گل بستی

♫♫♫چه قدر خالی شده پشتم چه قدر اطرافت آدم هست

فراموشت شدم اما تو رو من خوب یادم هست

فراموشت شدم اما فراموشی رو یادم نیست

نمیدونستم احساست به قدر اعتمادم نیست

دلم تنها به تو خوش بود توی این ناخوش احوالیم

حقیقت داره دلتنگم حقیقت داره بدحالیم

حقیقت تلخ اما تو واسه ات این لحظه شیرینه

حقیقت روشنه اما تو چشمات تار می بینه

چه قدر خالی شده پشتم چه قدر اطرافت آدم هست

فراموشت شدم اما تو رو من خوب یادم هست

فراموشت شدم اما فراموشی رو یادم نیست

نمیدونستم احساست به قدر اعتمادم نیست

دوشنبه ششم بهمن 1393| |narjes| |

چه خوب است آدمها يک نفر را هرروز دوست داشته باشند،

نه هرروزيک نفررا!!!!...

جمعه سوم بهمن 1393| |narjes| |

خاطرمان باشد به ياد هم باشيم

شايدسالهابعد ،

درگذرجاده ها،

بي تفاوت ازکنارهم بگذريم وبگوييم

"آن غريبه چقدر شبيه خاطراتم بود!!!"

قدر همو بدونيم...

جمعه سوم بهمن 1393| |narjes| |

ديروز ميمردن،فراموش ميشدند ارام ارام

امروز چه زود از يادميرويم بي انکه بميريم!!!!

جمعه سوم بهمن 1393| |narjes| |

سخت است ببازی تمام احساس پاکت را . . .

وهنوزنفهمیده باشی اصلا آن لعنتی دوستت داشت یا نه؟؟؟!!!

سه شنبه سی ام دی 1393| |narjes| |

لحظه ي خدافظي به سينه ام فشردمت

اشک چشمام جاري شد دست خداسپردمت

دل من راضي نبودبه اين جدايي نازنين

عزيزم منو ببخش اگه يه وقت آزردمت

***

گفتي به من غصه نخورميرم وبرميگردم

همسفرپرستوهاميشم وبرميگردم

گفتي توهم مثل خودم غمگيني از جدايي

گفتي تاچشم هم بزني ميرم وبرميگردم

عزيزم رفتي سفر کي برميگردي

چشمونم مونده به درکي برميگردي

رفتي ورفت ازچشام نوردوديده

روزحالم بي خبرکي برميگردي

****

غمگين تر ازهميشه به انتظارنشستم

پنجره ي اميدمو هنوزبه روت نبستم

پرستوهاي عاشق به خونشون رسيدن

اماچرا عزيزم هرگزتورونديدم

*****

عزيزم رفتي سفرکي برميگردي

چشمونم مونده به درکي برميگردي...

 .

.

کي برميگردي؟؟؟!!!!

 

 

جمعه بیست و ششم دی 1393| |narjes| |

گاهي گمان نميکني وميشود

گاهي نميشودکه نميشود

گاهي هزاردوره دعا بي اجابت است

گاهي نگفته قرعه بنام توميشود

گاهي گداي گدايي وبخت نيست

گاهي تمام شهرگداي تو ميشود...

 

جمعه بیست و ششم دی 1393| |narjes| |

زندگي سه چيز بيشترنيست

-به اجباربه دنيا امدن

-باغم زيستن

-با ارزو مردن ...

خداييش همينطور نيس؟؟؟؟؟

دوشنبه بیست و دوم دی 1393| |narjes| |

وقتي دنيامياي تو گوشت اذان ميگن

وقتي ميميري برات نمازميخونن 

زندگي فاصله ي کوتاه بين اذان ونمازاست

"مواظب باش مومن"!!!!!!!

دوشنبه بیست و دوم دی 1393| |narjes| |

روزگارروچه ديدي ???شايدروزي دردهم قيمت پيداکردوماثروتمندشديم...

یکشنبه سی ام آذر 1393| |narjes| |

هيچ وقت حرفايي که مردم موقع عصبانيت بهت ميزنن روفراموش نکن ... چون حقيقته!!!

یکشنبه سی ام آذر 1393| |narjes| |

سرخاک من...!!!

اونی که بیش تراذیتم می کرد بیشتر گریه میکنه...

اونی که نخواست ماروببینه بالاخره میاددیدن جسدم....

اونی که حتی نیومدتولدم زیرطابوتمومی گیره...

اونی که سلام نکردمیادبرای خداحافظی...

چه روزقشنگیه اونروز همه هستن...

حیف که خودم نیستم...!!!

جمعه بیست و هشتم آذر 1393| |narjes| |

عجب رسميه رسم زمونه.rصه ي برگابادخزونه...

ميرن ادما ازاونافقط.خاطره هاشون بجاميمونه...

کجاست اون کوچه .چي شداون خونه ادماش کجان خداميدونه...

ميرن ادما ازاونافقط .خاطره هاشون بجاميمونه...

****

پرسیدزیرلب یکی باحسرت ...

"ازماها بعدا چه یادگاری میخوادبمونه.خدامیدونه"

میرن ادما ازاونا فقط.خاطره هاشون بجامیمونه

 

پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393| |narjes| |

ادمک اخردنياست بخند ...

ادمک مرگ همينجاست بخند...

دستخطي که توراعاشق کرد...

شوخي کاغذي ماست بخند...

ادمک پرشوي وگريه کني...

کل دنياسراب است بخند...

ان خدايي که توراعاشق کرد...

بخدامثل توتنهاست بخند...

دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393| |narjes| |

دلم محتاج يه خنده که بازبه يادتوگريه

 

شبم طولانيه درده خوشي چشماشوروم بسته...

 

یکشنبه دوم آذر 1393| |narjes| |

هنوزدلواپست ميشم ولي توسردومغروري

برات اصلامهم نيستم چقدازحس من دوري

سکوت خونه سنگينه دارم بدجوري له ميشم

ولي بازم به عشق توحريف فاصله ميشم...

یکشنبه دوم آذر 1393| |narjes| |

ميرم ولي بدون يکي خيلي تورودوست داره

يکي که ازدوريه توسربه بيابون ميذاره...

یکشنبه دوم آذر 1393| |narjes| |

غربتم اين خونس اينجاکه دلگيرم

اينجاکه هرلحظه ازيادتوميرم...

یکشنبه دوم آذر 1393| |narjes| |

توي اسمون دنياهرکسي ستاره داره ...

چراوقتي نوبت ماست اسمون جايي نداره...

واسه من،واسه من تنهايي درده دردهيچ کسونداشتم...

هرگل پژمرده اي روتوکويرسينه کاشتم...

ديگه باورکردم انگار...که بايدتنهابمونم...

تادم لحظه مردن شعرتنهايي بخونم...

پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393| |narjes| |

چي بودم چي شدم بخاطرتوولي پشت دلم روخالي کردي...

حالااسمت ميادگريم ميگيره نميدوني که بادلم چه کردي...

پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393| |narjes| |

به چشماي خودت قسم ديگه بهت نميرسم...

اومدنت خياليه توي دلم چه حاليه ...

پاييزچه فصل زرديه عاشقيم چه درديه...

گمشده بازاين دل من کاشکي بياي به خواب من...

پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393| |narjes| |

ميگن هيچ عشقي تودنيامثه عشق اولي نيس...

ميگذره يه عمري اماازخيالت رفتني نيست ...

داغ عشق هیشکی مثل اونکه پسمیزنتت نیست...

چه بده تنهاشی وقتی هیچ کسی هم قدمت نیست...

***********

چقده سخته بدونی اونکه میخوایش نمیمونه...

که دلش یه جای دیگ وهمه وجودش ماله اونه

چه بده برای اونکه جون میدی غریبه باشی

بگی میخوام باتوباشم بگه میخوام که نباشی...

 

پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393| |narjes| |

چي بگم که خيلي تنهام...

ميدوني ياري ندارم...

چي بگم که غيرغصه...

ديگه دلداري ندارم....

هرکي اومددوسه روزي

ازدلم بازيچه اي ساخت...

دل من مثه عروسک

ساده بوددل به دلش باخت...

گله وگلايه اي نيس ...

بي وفايي رسم عشقه...

عاشق وتنهاميمونم...

تنهايي مرام عشقه...

تنهايي مرام عشقه

پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393| |narjes| |

تونباشي قلبم بدون تواسيره...

بدون تواينجاميميره...

کسي روجزتودوس نداره...

نه نداره

پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393| |narjes| |


[-Design-]